کد خبر: 1352486
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
درخواست دیه از بیت‌المال تاجر پارچه بررسی می‌شود  مردی که دو سال قبل به دلیل اختلاف مالی تاجر پارچه را در دفتر کارش در خیابان جمهوری تهران به قتل رساند، پیش از محاکمه در زندان بر اثر بیماری لاعلاج جان داد. حالا اولیای‌دم درخواست دیه کرده‌اند
غلامرضا مسکنی 

جوان آنلاین: مردی که دو سال قبل به دلیل اختلاف مالی تاجر پارچه را در دفتر کارش در خیابان جمهوری تهران به قتل رساند، پیش از محاکمه در زندان بر اثر بیماری لاعلاج جان داد. حالا اولیای‌دم درخواست دیه کرده‌اند. 
ساعت ۱۹ شامگاه سه‌شنبه، ششم آذر ماه سال ۱۳۹۳، رهگذران و کاسبان خیابان اسکندری، نزدیکی خیابان جمهوری تهران، با شنیدن فریاد‌های دو زن جوان از درگیری خونینی در یکی از واحد‌های طبقه دوم یک ساختمان تجاری باخبر شدند. اهالی محل داخل دفتر کار یک مرد تاجر پارچه‌فروش با پیکر خونین دو مرد روبه‌رو شدند. یکی از آنها نفس‌های آخر را تجربه می‌کرد و صاحب شرکت بود و دیگری که ضارب بود، به شدت زخمی شده بود و چاقوی خونین کنارش افتاده‌بود. 

 قتل تاجر
لحظاتی بعد، تیمی از مأموران پلیس و عوامل اورژانس به محل حادثه اعزام شدند. مدیرعامل شرکت، «پیمان» ۶۷ ساله، بر اثر شدت جراحات وارده جان باخته بود، اما ضارب که از ناحیه گردن و شکم زخمی شده بود، هنوز نفس می‌کشید و برای درمان به بیمارستان منتقل شد. 

 ورود بازپرس ویژه قتل به پرونده
با اعلام خبر قتل مرد میانسال، قاضی صنعتگر، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، همراه با تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند. 
بررسی‌های مأموران نشان داد مقتول، مدیرعامل یک شرکت معروف تولید پارچه‌های مبلی بوده و ضارب نیز از همکاران قدیمی او محسوب می‌شود. گفته می‌شد این دو از مدتی قبل با هم مشکل مالی پیدا کرده بودند و ساعتی قبل در دفتر کار پیمان، درگیری مرگبار را رقم زده بودند. 

 روایت شاهدان؛ از پذیرایی با چایی و میوه تا چاقو و خون
تیم جنایی در ادامه تحقیقات به سراغ حسابدار و کمک حسابدار مقتول که از شاهدان حادثه بودند، رفت. یکی از آنها در تشریح ماجرا گفت: «ساعتی قبل از حادثه، «بهروز» که از همکاران قبلی پیمان بود به دفتر آمد و گفت با مدیر عامل قرار ملاقات دارد. ما خبر داشتیم آنها با هم اختلاف مالی دارند و چند باری هم درباره همین موضوع جلسه گذاشته‌بودند. هماهنگ کردم و او وارد اتاق مدیرعامل شد. ما هم از او با چای و میوه پذیرایی کردیم.»
این شاهد ادامه داد: «صدای شوخی و خنده آنها از پشت در به گوش می‌رسید و ما تصور می‌کردیم همه چیز به خوبی پیش می‌رود، تا اینکه ناگهان صدای درگیری آنها بلند شد. وقتی فریادهایشان به گوش رسید، سراسیمه وارد اتاق مدیرعامل و با صحنه هولناکی روبه‌رو شدیم. هر دو زخمی بودند و خون زیادی روی سرامیک‌ها ریخته شده بود. چاقوی خونین هم در کنار آنها افتاده‌بود. ترسیدیم و به سرعت بیرون رفتیم و با داد و فریاد از مردم و همسایه‌ها درخواست کمک کردیم.»

 اعتراف قاتل از بیمارستان تا زندان
همزمان با ادامه تحقیقات، مأموران به سراغ قاتل رفتند. متهم که از ناحیه گردن و شکم زخمی شده‌بود، در نخستین بازجویی‌ها به قتل اعتراف کرد. پس از بهبودی نسبی، به دادسرای جنایی منتقل شد و حادثه خونین را شرح داد. 
قاتل گفت: «چند سال قبل با مقتول که کارش تولید پارچه‌های مبلی بود، آشنا شدم. من هم کارم خرید و فروش پارچه و پوشاک بود و با او معاملات زیادی داشتم. وضع مالی‌ام خوب بود و زندگی‌ام رونق داشت، تا اینکه دو سال قبل یکی از مشتریانم از من کلاهبرداری کرد. ۲ میلیارد تومان کم آوردم و ورشکست شدم. خیلی تلاش کردم کار و کاسبی‌ام را دوباره برقرار کنم، اما به هر دری زدم، پولی گیر نیاوردم. تا اینکه به سراغ پیمان، دوست قدیمی‌ام رفتم و از او خواستم ۲ میلیارد تومان به من قرض بدهد.»
 روایت تلخ از روز‌های سیاه و بیماری روحی
قاتل ادامه داد: «پیمان قبول کرد به من کمک کند و حتی از من سفته هم گرفت، اما پولی در اختیار من نگذاشت و مدام امروز و فردا می‌کرد. آنقدر این دوران به سختی گذشت که دچار بیماری روحی و روانی شدم و چند باری هم برای درمان در بیمارستان بستری شدم. دوران سختی را طی کردم و حتی چهار بار تصمیم به خودکشی گرفتم، اما هر بار نجات پیدا کردم.» وی افزود: «از پیمان انتظار نداشتم که او در این وضعیت سر من کلاه بگذارد. تا اینکه فهمیدم بدون اینکه پولی به من بدهد، سفته‌های مرا به اجرا گذاشته است. از او شکایت کردم و دادگاه هم حق را به من داد و او را به جزای نقدی محکوم کرد. چند روز قبل از حادثه، پیمان با من تماس گرفت و قرار گذاشت به دفتر کارش بروم و با هم درباره اختلافمان صحبت کنیم.»

 آنچه در دفتر کار گذشت
قاتل درباره لحظات پایانی گفت: «روز حادثه وقتی به محل کارش رفتم، ابتدا برخورد خوبی داشت، اما در ادامه به خاطر همان اختلاف با هم مشاجره کردیم. او عصبانی شد و چاقویی که روی میزش بود، برداشت و به سمت من حمله کرد. من زخمی شدم. چاقو را از او گرفتم و نفهمیدم چند ضربه به او زدم.»

 مرگ قاتل در زندان و سرنوشت دیه
متهم پس از اعتراف و بازسازی صحنه قتل، روانه زندان شد. مدتی بعد، کیفرخواست پرونده‌اش صادر و برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد، اما قاتل دو ماه بعد از آن به دلیل کهولت سن، به بیماری لاعلاجی دچار شد و در زندان جان خود را از دست داد. 
در چنین شرایطی، پرونده روی میز یکی از شعبه‌های دادگاه کیفری استان قرار گرفت و اولیای‌دم درخواست دیه کردند. بر اساس قانون، دیه از اموال قاتل و وارثان او باید به اولیای‌دم پرداخت شود، اما بررسی‌ها نشان داد قاتل اموالی ندارد و وارثان او نیز مالی برای پرداخت دیه ندارند. 
بدین ترتیب، اولیای‌دم به شعبه اول اجرای احکام مراجعه کردند و درخواست دیه از بیت‌المال را مطرح نمودند. پرونده همچنان در جریان است.

برچسب ها: تاجر ، بیت المال ، قتل
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار